شيخ ذبيح الله محلاتى
325
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
برادران او اسير و در زندان اردشيرند و خواهرش در سراى چون كنيزان زيستن مىكند اين معنا را مغتنم شمرده نامهاى به خواهر نوشت با مقدارى زهر و آن را بدست رسولى سپرده كه بخواهرش برساند و در آن نامه نوشت كه اى خواهر نه آخر تو دختر اردوانى و زادهء سلطان چگونه زنده باشى و معاينه بنمائى كه دو برادرت چون گدايان در اطراف جهان پراكنده باشند و دو برادرت در زندان محبوس باشند و در زير كند و زنجير فرسوده شوند و كشندهء پدرت پادشاهي كند و ترا خدمت كنيزان فرمايد بگير اين زهر نقيع را و چون دستيابى اردشير را از پاى درآور پس آن نامه و زهر را رسول بگرفت بشتاب برق و سحاب در زمانى اندك بدربار اردشير رسيد چون فرصت حاصل كرده نامه و زهر را به دختر اردوان سپرده چون دختر از مضمون نامه آگاه شد جهان در چشمش سياه گرديد و تصميم گرفت كه اردشير را نابود سازد تا روزى اردشير از شكار بازگشت و در خانه خويش قرار گرفت خواست تا رفع خستگى و كوفتگى را به جامى از شراب بنمايد بعد بجامه خواب رود از ميان كنيزان روى با دختر اردوان كرده گفت زود بشتاب و يك جام شراب به من آور دختر اردوان فرصت غنيمت شمرده بىتوانى جام برگرفت و از آن زهر كه بهمن فرستاده بود در شراب ريخته و بدست اردشير داده چون خواست بياشامد دستش لرزيد و جام از دست او افتاد و تمام شراب بر زمين رفت از اين حال وحشتى عارض دختر اردوان گرديد كه به كلى رنگش پريد اردشير بفراست فهميد كه غدرى در اين شراب بوده مرغى را آوردند و مقدارى از آن شراب را از زمين جمع كرده در حلق او ريختهاند طولى نكشيد كه آن مرغ جان بداد اردشير را يقين حاصل شد كه دختر قصد هلاك وى داشته فورا فرمان كرد بوزير خود سام بن رضيع كه اين زن را ببر در زير زمين دفن كن سام چون دختر را بسراى خود آورد خواست فرمان ملك بر او روان كند